ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
65
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
برقرار مىشد ، خودش مىپرسيد . هنگام نشستن به زمين نگاه مىكرد . مردى شوخ و غالبا روزه بود . غذا كم مىخورد . هميشهء با دو دست خود چاقوى جراحى مىگرفت يا ميل سرمه در دستش بود . حنين بن اسحق در كتاب « نوادر الفلاسفه و الحكماء » خود نوشته است در انگشترى ابقراط اين جمله نقش شده بود : بيمارى كه اشتها دارد ، اميد سلامت او در نظر من از شخص سالم كه اشتها ندارد بيشتر است . گفتهاند كه ابقراط به مرض فالج وفات و وصيت نمود ، با او درجى « 1 » ( كيف يا قولق باصطلاح قديم با جعبهاى از عاج ) به همراهش دفن نمايند و كسى نمىدانست در آن چيست . تا آنكه قيصر از سر قبر او گذشت و چون ديد قبر محقر و پستى است امر كرد آن را بسازند ، زيرا عادت پادشاهان اين است كه به حكما توجه داشته باشند . در موقع حيات از آنها تفقد مىكردند و بعد از ممات هم احترام آنها را فراموش نمىنمودند . محترمترين و مقربترين مردم در نظر پادشاهان حكماء بودند . قيصر امر كرد ، قبر او را كندند . چون چنين كردند ، تا پادشاهان جسد او را ببينند ، درج را هم خارج ساختند و چون آن را باز كردند ، ديدند در آن بيست و پنج قضيه ( موضوع ) مرگ را كه ابقراط نتوانسته بود ، علت آن را بداند ، در آنجا نوشته بود و در موارد مزبور قبلا حكم بمرگ آن عده داده بود ، ولى در اوقات معين و روزى معدود . اين نوشته امروزه به عربى موجود است . گفتهاند : كه جالينوس آن را تفسير كرده ولى من آن را بعيد مىدانم . اگر چنين چيزى بود و تفسير جالينوس هم بود ، چرا به عربى نقل نشده آنچنانكه كتابهاى ديگر او را به عربى ترجمه نمودهاند .
--> ( 1 ) - جعبه ( مجرى ) كوچك است كه زنها معمولا لوازم خود را در آن مىگذارند ، و مجمع لغوى مصر آن را به هر ظرف منقول و غير منقول كه جاى كتاب يا چيز ديگر باشد تعميم داده است .